وبلاگ تخصصی مقطع ابتدایی راهنمایی . مشاوره . نمونه سوال . جزوه های تخصصی و ... یک شنبه 15 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 23:45 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
تاريخ تحول آموزش و پرورش در ژاپن : پنج شنبه 12 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 23:39 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
چطور كودكان را به مطالعه علاقهمند كنيم؟
تحقيقات نشان داده است بيشتر كساني كه به كتاب و كتابخواني علاقه دارندوالديني داشتهاند كه در دوران كودكي لحظات شيرين و گرمي را در هنگام خواندن داستانها براي آنها ساخته و پرداختهاند.
توصيههاي زير را به كار گيريد تا كودكان خود را جذب مطالعه كنيد، به طوري كه كتاب را بهترين دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند.
1-زمان خاصي را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگيريد : اين مورد به خصوص براي كودكان نوپا بسيار مهم است. زمان قصهسرايي نبايدطولاني باشد، در اينجاكيفيت از همه چيز مهمتر است، اما سعي كنيد آن را به صورت برنامهاي منظم در هر روزدنبال كنيد.
2-كتابهايي را انتخاب كنيد كه خودتان از خواندن آنها لذت ميبريد، زيرا عدم علاقه شما، به خوبي در آهنگ كلام شما منعكس ميشود.
3-به خاطر داشته باشيد كه اغلب سطح شنيداري كودكان بالاتر از سطح خواندن آنهاست: پس فكر نكنيد ممكن است كودك شما كه در گروه سني الف قرار دارد از شنيدن كتابهاي گروه سني ب، ج يا بالاتر لذت نبرد.
4-هميشه قبل از خواندن، عنوان كتاب و نام نويسنده آن را اعلام كنيد.
5-داستاني را كه ميخوانيد در ذهن خود تجسم كنيد: مناظر را در ذهن خودببينيد، حتي زماني كه كتاب هيچ گونه تصويري ندارد. اين كار باعث ميشود كه داستان را به زيبايي و واضح تعريف كنيد.
6-در حين خواندن از تنوع استفاده كنيد: متناسب با داستان، تن صداي خود رابالا و پايين ببريد، با دستان و اعضاي صورت خود اشارات گوناگوني پديد آوريد. همه اينها در جذابتر كردن داستان براي شما و فرزندتان كمك ميكند.
7-بسياري از كودكان از«خواندن مكرر» يك داستان لذت ميبرند.
8-كودكتان را تشويق كنيد كه صفحات را ورق بزند، يا حتي عباراتي كه بلد است رابخواند: هر دوي شما ميتوانيد با افزودن ديالوگهاي جديد، صداهاي متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهيد.
9-به آرامي بخوانيد: در حين خواندن، سؤالاتي بپرسيد و به پرسشهاي كودكتان پاسخ دهيد. به عكسها اشاره كنيد و در مورد تصاوير كتاب بحث كنيد. از كودكتان بپرسيد: «فكر ميكني بعد از اين چه اتفاقي خواهد افتاد؟»
10-فعاليتهاي اضافه و متناسبي با فضاي داستان، ارائه كنيد: كارهايي مثل آشپزي يا درست كردن كاردستي كه با داستان شما متناسب و هماهنگ باشند يا فعاليتهايي كه خواندن را به عنوان بخشي از علوم و فنون غني ادبيات شكوفا سازند و به پيشرفت دريادگيري مهارتهاي ادبي منجر شود.
11-در زمان داستان با كودك خود مدارا كنيد، اما در عين حال جدي و محكم باشيد: چنانكه كودك شما نسبت به خواندن كتاب بيميل است اجازه دهيد در اين حين نقاشي بكشد. شايد حتي بتواند يك نقاشي از فضاي داستان بكشد!
12-با آموزگار كودكان صحبت كنيد يا به كتابخانه منطقهتان برويد تا ازپيشنهادها و تجربيات آنها در اين رابطه بهرهمند شويد: به اين وسيله فهرستهاي گوناگوني از كتابهاي مختلف خواهيد يافت و شايد حتي آنها بتوانند كتابهايي كه خواندن بلند آنها براي كودكان اثربخش بوده است را به شما معرفي كنند.
خواندن، يك فعاليت تفريحي است شما فقط روزانه 15 دقيقه براي آن وقت صرفكنيد واز نتيجه سود بخش آن براي خود و فرزندانتان تا آخر عمر بهره بگيريد
پنج شنبه 12 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 23:28 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
![]() او روشهاي ساده اي را براي كمك به فرزندان پيشنهاد مي كند كه براي هركس بدون توجه به سطح درآمد ، موفقيت آميز است.
اول –فرزند خود را هر روز به مدرسه بفرستيد. واضح است كه حضور در مدرسه اهميت دارد. بررسي اي كه اخيراً، انجام شده ، نشان مي دهد ميزان حضور در كلاس درس روش خوبي براي پيش بيني نمرات آزمون است.
كساني كه ميزان حضور آنها 93 درصد بود ، در آزمونهاي استاندارد ، رتبه اول را به دست آوردند. كساني كه تنها 85 درصد در كلاسها حضور يافتند نمرات آنها افت پيدا كرد. وي مي گويد كارهايي كه به طور مرتب انجام شود، بهتر از همه در خاطر مي ماند. بر نظم و ترتيب تكاليف مدرسه نظارت كنيد و مدت زمان تماشاي تلويزيون را كم كنيد. بين ساعاتي كه در جلوي تلويزيون گذرانده مي شود و سال هاي هدر رفته ارتباط مستقيمي وجود دارد.
دوم – نام مدرسه، نام آموزگار و مدير مدرسه فرزند خود را ياد بگيريد. قبل از بروز مشكل با آنها تماس بگيريد، بگذاريد بدانند چه انتظاراتي داريد. آيا تكاليف مدرسه كافي است؟ محيط مدرسه بي خطر است؟ چه مطالب و كتاب هايي در كلاس درس آموزش داده مي شود؟به آموزگار پيشنهاد همكاري بدهيد. به مربيان فرزند خود احترام بگذاريد. بهترين شرايط اين است كه معلم و والدين ، يكديگر را تقويت كنند.
سوم – براي فرزندتان لباس مناسب تهيه كنيد. اين مسئله به اندازه ي صبحانه و محيط مناسب اهميت دارد. لازم نيست اين لباس اونيفورم باشد، نگذاريد فرزندتان عادت كند با لباس غير آبرومندانه به مدرسه برود. مدرسه رفتن شغل فرزند شما است. از فرزندتان بخواهيد لباس مناسب آن را بپوشد. لازم نيست خيلي وسواس به خرج دهيد.
انتظارات خود را از فرزندتان بيان كنيد. انضباط، ماندگارترين هديه مدرسه است. كتابها و افراد دانشمند را محترم بشماريد. افراد تحصيل كرده را مورد تمسخر قرار ندهيد.
چهارم – براي فرزندتان روزنامه و كتاب بخوانيد. و شيوه مراجعه و يافتن كتاب را به فرزندتان ياد دهيد و اگر نمي دانيد از كتابدار بپرسيد. به طور حتم فرزندتان تلويزيون تماشا مي كند ؛ برنامه ها را كنترل كنيد و با هم به تماشاي تلويزيون بپردازيد. در مورد رفتارها و هنرپيشه ها اظهار نظر كنيد. از تلويزيون به عنوان فرصتي براي نشان دادن ارزشها و معيارهاي خانوادگي بهره بگيريد. قدم به دنياي كودكان بگذاريد. خود را كاملاً به آنها نزديك كنيد و پذيراي آنها باشيد. آن وقت مي بينيد مثل گل آفتابگردان كه به سمت خورشيد مي چرخد او هم به شما رو مي آورد.
پنجم- به هيچ وجه تقلب را تحمل نكنيد. دو خطر روياروي كودكان است: شكست و شكست سخت تر، از طريق عدم صداقت. تقلب يعني فرار بيهوده از شكست ، فرزندتان را در معرض دو خطر قرار مي دهد. شكست ناكامي است اما مايه بدنامي نيست. ولي تقلب بدترين پيامدها را به دنبال دارد علاوه بر آن كه آموزندگي ندارد و همه چيز ما را در معرض خطر قرار مي دهد.
شكست واقعيتي است كه شخص مغلوب به بهاي از دست دادن قدرت ايستادگي روحي خود، از آن مي گريزد. شكست را مي توان جبران كرد اما براي شخصيت و شرف از دست رفته تنها مي توان حسرت خورد
ششم- وقتي فرزندتان به خانه مي رسد در منزل حضور داشته باشيد. تحقيقات در اين زمينه بسيار روشن است. ساعات 3 تا 6 بعداز ظهر حساسترين ساعات در زندگي كودك است. در اين زمان كودك بدون سرپرست است و دردسرها فراوان . اما اين ساعات، درعين حال بهترين زمان نيز هست زيرا هنوز درس هاي روز تازه است و از اين فرصت مي توان براي تقويت آموخته ها استفاده كرد. به گزارش هايي كه فرزندتان در مورد حوادث روز خود مي دهد گوش بدهيد. با آنها مشورت كنيد، تنبيه و تشويقشان كنيد. اما آنها را در خانه ، تنها رها نكنيد.
هفتم – هر از چند گاه مدرسه بازي كنيد.از فرزند بزرگتر بخواهيد به خواهر يا برادر كوچكتر خود درس بدهد. اين عمل تأثير چشمگيري بر روي هر دو دارد. كودك بزرگتر در كاري كه به او محول شده مهارت و غرور به دست مي آورد و كودك كوچكتر از طريق تحسين درس مي گيرد. بعد از آن از هر دو بخواهيد كار يا درسي را به شما ياد بدهند. اين كار براي آنها لذت بخش است و براي شما غرور انگيز.
آموختن نحوه يادگيري ، نخستين وظيفه است. با خواندن اين مطلب براي فرزندانتان كار را شروع كنيد و نظر آنها را در اين باره جويا شويد.
آموزش و پرورش از بدو تشکیل زندگی گروهی انسان و در پاسخ به نیاز انسانها در روابط متقابل شکل، ابتدایی خود وجود داشته است و بنابراین یکی از قدیمی ترین نهادهای اجتماعی است. در شرایط جدید و پیچیده تحولات جهانی، آموزش و پرورش به صورت یک نظام فراگیر، ابتدا جوامع پیشرفته و توسعه یافته و متعاقب آن سراسر جوامع در حال پیشرفت را فرا گرفته است و امروزه جامعه ای نیست که این نظام نقشی در تحول و پویایی و پیشرفت آن نداشته باشد.
در جهان امروز، رابطه آموزش و پرورش با جامعه و در جهت پاسخگویی به نیازهای متنوع و پیچیده آن، اهمیتی مضاعف و روز افزون یافته است. خاصه که با توجه به فرآیند جهانی شدن و تاثیراتی که این فرایند بر ساختارهای اجتماعی دارند، مطالعه و بررسی نظام های آموزشی از اولویت های مهم و اساسی هر جامعه ای بشمار می آید. یعنی هم حکومت، هم مردم و هم سازمان های آموزشی، برنامه ریزان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همچنین معلمان و مربیان به خوبی از این امر مهم آگاهند. بنابراین لازم می آید جهت پاسخگویی به نیازهای جدید و بخصوص تاثیرات شگرفی که فرایند جهانی شدن ایجاب می کند، شیوه ها و سبک های نوین آموزشی مورد توجه مداقه برنامه ریزان آموزشی قرار گیرد. چرا که برای پاسخ به نیازهای جدید، آموزش کهنه و سنتی قادر نیست خود را با شرایط جدید و بالطبع با نیازهای متنوع و پیچیده امروز تطبیق دهد. در این راستا این نوشتار بر آن است با تبیین مهمترین مولفه های تاثیرگذار در آموزش و پرورش نوین و با تاکید بر نظریه تفسیری مایکل یانگ که مورد توجه عده زیادی از علاقه مندان و صاحبنظران مسایل آموزش و پرورش است، ضمن تبیین گسترده ویژگی های آموزش و پرورش نوین راهکارهای لازم را در جهت رهایی از آموزش و پرورش سنتی مطرح می کند تا بلکه زمینه های پویایی نظام آموزشی و هماهنگی آن با نـــیازهای فزاینده جامعه امروزی فراهم آید.
● آموزش و پرورش و نظریه تفسیری مایکل یانگ به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان، شکاف میان جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید و آموزش و پرورش سنتی، نوعی تغییر پارادایم یا انقلاب در جامعه شناسی محسوب می شود. اگرچه نخستین نشانه های پیدایش رهیافت جدید به آغاز اصلاحات مدرسه در دهه 1990 در انگلستان برمی گردد. اما اغلب چنین گفته می شود که ظهور کامل آن رهیافت در اوایل دهه 1970 رخ داد. پیش از این جامعه شناسی آموزش و پرورش در انگلستان به شدت متوجه مساله عدالت اجتماعی و اتلاف استعدادها در مدرسه بوده و تحت تاثیر چارچوب کارکردگرایی ساختاری (پارادایم قدیم) قرار داشت. در حالی که جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید دیدگاه کارکردگرایانه در مورد جامعه، دانش و رفتار انسان را رد و نسبت به فهم الگوهای ارتباطی که ساخت اجتماعی واقعیت را شکل می دهند، ابراز علاقه کرده است. در این دیدگاه، جامعه یک هویت پویا تصور می شود که روابط اجتماعی ناشی از کنش و واکنش زنان و مردان آن را شکل می دهد. بدین سان، این دیدگاه به انسان به عنوان موجودی فعال می نگرد. در صورتی که در دیدگاه کارکردگرایی مردم صرفاً اجراکنندگان نقش های اجتماعی از قبل تعیین شده، تصور می شوند به علاوه این حوزه بر این موضوع تاکید می کند که ما نیازمند برداشت خود از واقعیتی که مبتنی بر شعور عامیانه (Knowledge and control) است، هستیم. یعنی اینکه حوادث و موقعیت های اطراف خود را دیده و به آنها واکنش نشان دهیم. در حوزه آموزش و پرورش این به معنای مطالعه فرآیند تعامل در کلاس درس، استفاده از شناخت، محتوای آموزش، فضای کلاس درس و نظایر آن است. مایکل یانگ طلایه دار برجسته پارادایم جدید است. به اعتقاد بسیاری ظهور جامعه شناسی آموزش و پرورش جدید با انتشار کتاب یانگ با عنوان شناخت و کنترل در سال 1971 بوده است. یانگ توجه محققان را به عوامل ساختاری که در چارچوب مدرسه موردغفلت واقع شده بودند، جلب کرد. بدین ترتیب این ایده مطرح شد که از آنجا که شناخت دارای ساخت اجتماعی است لذا می تواند براساس نیت آدمی تغییر یابد. به نظر وی، اصلاحاتی که ما در بحث از فرآیندهای آموزشی به کار می بریم، مطلق نیستند بلکه محصول کنش آدمی در شرایط تاریخی خاصی اند. پس انسان، معانی را برای درک دنیای اطراف خود خلق می کند. به عنوان مثال هوش و خلاقیت هر یک مفاهیم و اصطلاحات نسبی هستند. به اعتقاد یانگ در واقع، جامعه شناسی تفسیری آموزش و پرورش بر ماهیت اجتماعی مقولات آموزشی و فرآیندهای اجتماعی تأکید می کند که از طریق آنها این مقولات ساخته شده و حفظ می شوند. به تعبیر برنشتاین، دیدگاه جدید بر ویژگی های دانشی مدرسه، تأکید دارد در نتیجه برنامه درسی، نحوه تدریس و اشکال ارزیابی (امتحان) موردتوجه شدید این دیدگاه قرار می گیرند. برای مثال، در مورد عنصر برنامه ریزی درسی، اگر خواهان اعمال روش فعال و خلاّق فرد باشیم، باید الگوی برنامه درسی، الگوی مبتنی بر ـ دانش آموز به عنوان منبع اطلاعات ـ باشد. در چنین الگویی یادگیری واقعی، فقط زمانی رخ می دهد که دانش آموز شخصاً به سازمان دادن محتوای برنامه همت گمارد، تا به ساختن معنی و مفهوم اختصاصی برای محتوا نایل شود. البته با این تأکید که محتوا را باید شخص دانش آموز انتظام دهد. به عبارت دیگر، در روش های فعل پذیر (آموزش سنتی)، معلم دانش آموز را به برخورد انفعالی و سطحی با یادگیری ترغیب می کند و این بدان سبب است که درک عمیق دانش آموز از محتوا تحت الشعاع کمیت آموزش داده شده قرار می گیرد. این امر سبب می شود که فراگیری مهارت های ارزنده شناختی نیز موردغفلت قرار گیرد. اما در روش فعال (خلاق)، دانش آموز می آموزد چگونه تعیین کننده جهت تعلیم و تربیت خود باشد و این قابلیتی است که زیربنای آموزش مستمر را تشکیل می دهد.
● موضوع های اصلی موردتوجه در رهیافت تفسیری آموزش و پرورش: الف) مطالعه محیطهای یادگیری: از آنجا که رهیافت تفسیری بر عوامل اجتماعی مؤثر بر فرایند تولید و کنترل شناخت تأکید دارد، لذا این پارادایم برای مطالعه شرایطی که در آن یادگیری روی می دهد، بسیار مناسب است. از این لحاظ، سه جنبه حایز اهمیت است: 1) رابطه سلسله مراتبی میان معلم و دانش آموز، ارتباط نمادین میان معلم و دانش آموز و شناختی که اساس تعامل میان آنهاست. 2) تعامل در کلاس درس: در چارچوب رهیافت جدید، پیوند انتظارات معلم و عملکرد دانش آموز موردتوجه قرار می گیرد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که بسیاری از ابعاد تعامل در کلاس درس موردغفلت قرار گرفته است. از جمله اینکه چگونه معلمان آگاهانه یا ناآگاهانه انتظارات خود را به دانش آموزان منتقل می کنند. 3) زبان مورداستفاده در کلاس درس: اهمیت زبان در مطالعه عملکرد تحصیلی کاملاً آشکار است در این جهت از دستاوردهای رهیافت جدید، کمک به فهم رابطه میان زبان و موفقیت تحصیلی بوده است. زیرا یکی از فرضیات کانونی این دیدگاه این بوده که زبان با نحوه ادراک واقعیت اجتماعی ارتباط دارد. به عبارت دیگر، فرایندهای فکری افراد و تجربه آنها از جهان اجتماعی را شکل می دهد. 4) برنامه درسی: به اعتقاد یانگ، برنامه درسی در کانون توجه پیروان رهیافت جدید قرار دارد زیرا نهادهای تربیتی نه تنها پردازش کننده افراد، بلکه پردازش کننده شناخت نیز هستند. در این معنا، شناخت معنای گسترده تری یافته و هم شامل محتوای سرفصلهای رسمی درس می شود و هم شامل ادراکات و اطلاعات در مورد جامعه و نحوه عملکرد آن است و این همان چیزی است که به آن برنامه ی درسی پنهان می گویند. بنابراین امروزه وقتی از تکنولوژی صحبت می شود مقصود آموختن راه و رسم زندگی روزمره نیست، بلکه تأکید بر فرهنگ غنی و قابلیت های دانش آموزان است. پیشتر مدرسه آشکارا بر حفظ و ارایه مجدد ارزش های سنتی تأکید داشت. لیکن تحولاتی که اخیراً به وقوع پیوسته اند، برای خلاقیت و شخصیت اهمیت خاصی قایل می شوند. زیرا اهدافی که مدنظر هستند، بهتر مشخص شده و در عین حال در سطوح مختلف رقابت را نیز پیش بینی می کنند، این هدفها جهت ادامه تحصیل مطلوب را در کودکان بااستعداد مشخص می کنند. تنوع در برنامه ها و اهداف آموزشی بازگوکننده این نکته است که معلمان باید توجه بیشتری به منافع و روحیات کودکان مبذول دارند. چرا که در آموزش و پرورش آنچه که مهم است، بیدار کردن و پرورش دادن تمامی استعدادها و نیروهای ثمربخش انسان و هماهنگ کردن آن نیروهاست یعنی: الف) هماهنگ کردن نیروهای باطنی یک فرد و رفع تضادها و تناقضاتی که در وی نهفته است، با ایجاد مهارت در رویارویی با این موانع و تضادها و معنادار کردن مشکلات و دشواریهای زندگی. ب) به فعالیت در آوردن نیروهای هماهنگ، و یکپارچه کردن آنها برای پیمودن راه. پ) هماهنگ کردن دستگاه های فعال تعلیم و تربیت جامعه ضمن هویت مستقل آنها. ت) در این جا، قانون تربیت، همانا تن دادن به طبیعت کودک و فراهم آوردن شرایط و زمینه های مناسب است تا کودک همانگونه که می تواند و نه آنگونه که ما می خواهیم و یا او می خواهد، تربیت شود.در دیدگاهی نوین، آموزش و پرورش نمی تواند به جامعه و افراد تشکیل دهنده آن و همچین خواست ها و انتظارهای آن بی توجه باشد. مانهایم معتقد است که تعلیم و تربیت نمی تواند در خلأ صورت گیرد. وی مشتاقانه سعی داشت تا جامعه ای را که در آن بسر می برد، بشناسد. با تجزیه و تحلیل جامعه و طبقه بندی های آن خواهیم توانست برنامه تربیتی خود را برای نیل به جامعه ای جدید و بهتر تدوین کنیم. وی در کتاب انسان و جامعه اظهار می دارد: جامعه شناسان تعلیم و تربیت را صرفاً وسیله تحقق آرمانهای انتزاعی فرهنگ؛ نظیر انسانگرایی، یا تخصص گرایی فنی تلقی نمی کنند، بلکه آن را بخشی از فرآیند تأثیرگذاری بر مردان و زنان می دانند. تعلیم و تربیت را فقط زمانی می توان فهمید که بدانیم فراگیران برای چه جامعه ای و برای کدام موقعیت اجتماعی تعلیم می بینند. دیدگاهی که می تواند در راستای رهیافت تفسیری یانگ، معنا و فهم نوین پیدا کند. در نتیجه و به طور خلاصه می توان ویژگیهای آموزش و پرورش نوین را با توجه به دیدگاه تفسیری یانگ با اندکی تسامح در محورهای زیر خلاصه کرد: 1) مفهوم آموزش و پرورش نوین، فرآیندی درونی و فاعلی است که کشف و به کار انداختن نیروی خلاقه انسان و فعلیت بخشیدن به آن را دربر می گیرد. 2) آموزش و پرورش نوین از تنگنا و محدوده زمانی و مکانی (اینجا و اکنون) بیرون می آید و دامنه و گستره خود را در تعامل با ضرورتای جامعه جهانی توسعه و عمق می بخشد. 3) در منطق تعلیم و تربیت نوین، هر کسی، مشخصاً حاکم و عامل ترقی فرهنگی و اخلاقی خویش خواهد بود و خودآموزی، خودرهبری و خودگرایی در فرآیند یادگیری تقویت می شود. در واقع فرهنگها و ارزشها از نو بازسازی و بازآفرینی می شوند. 4) تعلیم و تربیت نوین و نوآور، تمامی ابعاد شخصیت و لایه های زندگی فردی و اجتماعی را دربر می گیرد. همان مفهومی که اخیراً سازمان یونسکو با عنوان یادگیری گنج درون بر چهار ستون: یادگیری زیستن ، باز هم زیستن ، انجام دادن ، و دانستن معنا کرده است و اخیراً آن را در سه حیطه موسوم به سه (H) یعنی سر (Head)، قلب (Heart) و دست (Hand)، تعریف کرده است. البته واضح است که بسیاری از مشکلات نظری که آموزش و پرورش سنتی با آن مواجه است در رهیافت تفسیری و جدید نیز وجود دارند. اما آنچه که در ارتباط با این دیدگاه حایز اهمیت است این است که هر الگویی و رهیافتی آنگاه مثمرثمر است که بتواند به رفع موانع و مشکلات نظام آموزش و پرورش در شرایط پیچیده کنونی فایق آید و زمینه را برای شکوفایی و نوآوری در نظام آموزش و پرورش فراهم کند. یک شنبه 1 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 8:30 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
باید مدّتی میگذشت تا مسئولان متوجّه مشکلات ایجاد پایه ششم و اشکالات کتب این پایه شوند. دانشآموزان امسال در شرایطی سال تحصیلی را آغاز کردند که پس از چهار دهه، پایه ششم ابتدایی به نظام آموزشی بازگردانده شد؛ رخدادی که بدون حاشیه نبود! از سویی دیگر آیا واقعاً تمام مدارس به معلمی متخصص که بتواند قوه تفکر و پژوهش را در دانش آموزانی با این سن و سال به تحرک وا دارد و از سویی دیگر روش تحقیق را به آنها حتی در سطح مقدماتی بیاموزد مجهز شده اند؟ از طرفی به نظر می رسد در انتخاب برخی کتب و فیلم های آموزشی نوعی بد سلیقگی دیده می شود.
بطور مثال در کتاب خرسی که میخواست خرس باقی بماند نوشته یورگ اشتانیر در بخشی از داستان اینگونه مطلب به ذهن دانش آموز متبادر می گردد: ... و هنگامی که به کارخانه برگشت، برای خرس یک لباس کار آورد، و به او گفت ریشت را بزن، او مثل بقیه کارگران، کارت حضور و غیاب را ساعت زد. نگهبان کارخانه او را پشت ماشین بزرگی برد و به او گفت که چه باید بکند. خرس سرش را تکان داد که یعنی چشم.
نویسنده در این داستان این ذهنیت را در خواننده یا شنونده ایجاد میکند که ریش نماد کثیفی و آلودگی!! و تراشیدن آن نماد تمیزی و تمدّن است؛ عجیب است که اگر بگوییم مؤلفین محترم نادانسته این مطلب را گنجاندهاند! لازم به توضیح این که خرس داستان در ابتدا موجودی کثیف و بدبو معرفی شده و با تراشیدن ریش و... تمیز شده است!. آیا بهتر نبود با هنجار کردن این داستان با فضای فرهنگی و احترام به تنوع سلیقه یا بخشی از این داستان حذف می شد و یا داستانی دیگر با خمیر مایه همین روایت نگاشته می شد؟با این کار قطعاً ارزش این کتاب نیز حفظ می شد. در هر حال برای رسیدن به اهداف عالی لزوم تغییرات بنیادی در این کتاب و انتخاب مدرس قوی برای تدریسش امری غیر قابل انکار بنظر می رسد. در آخر از شما خواننده گرامی تقاضا دارم لطفا نظر خودتونو در خصوص مطلب در قسمت نظر سنجی بنویسید.
یا علام الغیوب چگونه یک کتاب مشکل را بخوانیم ؟
به ادامه مطلب بروید ....
ادامه مطلب ... ![]()
برای مطالعه به ادامه مطلب بروید. لطفا نظر و یا پیشنهاد یادتون نره
ادامه مطلب ... چهار شنبه 27 خرداد 1390برچسب:, :: 9:6 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
به نام یگانه هستی بخش تجربه ای نو در آموزش انشا دانش آموزان پایه سوم ابتدایی برای اولین بار با درس انشاء آشنا می شوند. پس باید تناسب، اندازه وکیفیت استفاده از لغات مطابق گنجینه لغات و سایر مسائل رعایت شود و مدنظر قرار گیرد و حتی چند جلسه آغاز سال با روند نگارش مخصوصاّ با توجه به گروه سنی شان آموزش داده شوند، حتی چندین مورد از انشاء های سوم ابتدایی های سال قبل خوانده شود. حالا درمورد نحوه انشاء نویسی مواردی را ذکر می نمایم: - تصاویری راکه دراختیار دانش آموزان قرار می دهیم ازآنها می خواهیم .........
برای مطالعه ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید ....... بابا یه نظر هم بدین ادامه مطلب ... راههای موفقیت- برگزیده مطالب کتاب گامهای بلند آنتونی رابینز -اعمالی مهم اند که همیشه انجام می دهید نه آنهایی که گاهی انجام می دهید. -تصمیمات ما ست که سرنوشت ما را تعیین می کند، نه شرایط زندگی ما. -قدرت یک تصمیم ساده را که به موقع و با عزمی راسخ به آن عمل می کنید دریابید. -یک تصمیم می تواند دریچه های زندگی ما را به روی اندوه یا شادی ، سعادت یا تنگدستی ، مصاحبت یا تنهایی و عمری طولانی یا مرگی زودرس باز کند. - کنترل حوادث زندگی همیشه امکان پذیر نیست ولی همواره می توانیم واکنشهایی را که در برابر آنها نشان می دهیم و اعمالی را که به دنبال آن انجام می دهیم ، کنترل کنیم. - ما باید به جای آنکه از اشتباهاتمان در عذاب باشیم ، از آنها درس بگیریم و گرنه محکومیم که در آینده خطا هایمان را تکرار کنیم. - موفقیت ناشی از قضاوت صحیح است. قضاوت صحیح ناشی از تجربه است و تجربه اغلب ناشی از یک قضاوت نادرست است. - افراد موفق معمولا سریع تصمیم می گیرند و موقعیت های کاملا حساب شده را به ندرت از دست می دهند . - 4 گام ساده جهت موفقیت: 1- تصمیم بگیرید چه می خواهید. 2- عمل کنید. 3- توجه کنید کاری را که پیش گرفته اید به نفع شماست ، یا نه؟ نباید انرژی خود را صرف کارهای بیهوده کنید. 4 – شیوه خود را آن قدر تغییر دهید تا به آنچه می خواهید برسید. ( انعطاف پذیری ) - تفاوت عظیمی بین موفق شدن برای شادی، با شادی موفق شدن وجود دارد. - اکثر افراد بیشتر به جای اینکه ریسک لازم را برای تحقق رویاهایشان انجام دهند ، سخت کار می کنند تا آنچه را که دارند از دست ندهند. - یکی از توصیفهای من از موفقیت این است که بتوانید طوری زندگی کنید که پیوسته لذت زیاد ودرد خیلی کم را احساس کنید و به دلیل اینگونه زندگی کردن ، اطرافیان شما پیوسته شاد و کم تر اندوهگین باشند. برای این کار ، ما باید رشد کنیم و به حال دیگران موثر باشیم. - هر چه که ما بر آن تمرکز می کنیم ، تعیین کننده چگونگی احساس ماست. اگر بر چیزی تمرکز کنیم که از آن می ترسیم دقیقا با همان مورد مواجه می شویم. تنظیم : محمد رضا فغانی با تشکر از محمود حسینی
جهت مطالعه ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید ..... ادامه مطلب ... پنج شنبه 18 فروردين 1390برچسب:, :: 22:34 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
شناخت دنیای اطراف خود را بهبود بخشند. برای این منظور آن ها باید مفاهیمی کسب کنند که به آن ها کمک کند تا تجارب خود را با یکدیگر مرتبط سازند مثلاً : «نگاه کن گیاهی که در نزدیک پنجره بوده، خوب رشده کرده ولی گیاهی که در آن اتاق تاریک بوده پژمرده شده است، چون گیاه به نور احتیاج دارد تا رشد کند.» آن ها باید روش های کسب اطلاعات، سازماندهی ، کاربرد و آزمایش کرده را بیاموزند. این فعالیت ها توانایی آن ها را در درک دنیای اطراف تقویت می کند و آنان را .......
لصفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید و در قسمت نظرات حتما انتقاد یا پیشنهادی دارید بگذارید. ادامه مطلب ... چهار شنبه 17 فروردين 1390برچسب:, :: 21:22 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
خوشخطي از جمله صفاتي است كه برخي آن را ارثي ميدانند. ميتوان شواهدي براي اثبات اين مدعا يافت. اما ذاتي بودن خط خوش به آن معنا نيست كه اين صفت قابل يادگيري نباشد. در واقع ميتوان از ابتدا كه بچهها دبستان ميروند، با توجه به يك رشته ملاحظات و انجام تمرينهايي چند، دانشآموزان را به اهميت خط خوش واقف و اين قابليت را در آنان تقويت كرد. در مطلبي كه در پي ميآيد، آموزگاري توصيههايي را براي واداشتن دانشآموزان از بدخطي و تشويق آنان به خوشخطي عرضه ميكند. مخاطب برخي از اين توصيهها آموزگاران و والدين و برخي ديگر خود دانشآموزان است. نويسنده معتقد است ......... به ادامه مطلب بروید و نظر و پیشنهاد هم بگذارید ... ادامه مطلب ... چهار شنبه 17 فروردين 1390برچسب:, :: 21:17 :: نويسنده : محمد رضا فغانی
نصب جدول الفبا در کلاس درس از سال ها قبل مرسوم بوده است و استفاده از جدول الفبای سابق برای بچّه های امروزی بسیار قدیمی و کهنه شده است و بچّه ها رغبتی به آن نشان نمی دهند. برای همین است که معلّم ها باید از روش های دیگری برای این امر در کلاس استفاده کنند. هستند همکارانی که این جدول را کنار گذاشته اند و طرح های نو را در کلاس به کار می برند؛ من نیز مانند سایر همکاران از سال ها قبل تصمیم گرفتم از طرح های دیگری در کلاس استفاده کنم که آمیخته به هنر و فعالیت و نو گرایی باشد زیرا اولاً طبع بچّه ها بسیار زیبا پسند است و ......
به ادامه مطلب مراجعه کنید. ( نظر و پیشنهاد یادتون نره ) ادامه مطلب ... موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
|||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |